یکشنبه 10 آذر 1392

پیش به سوی مامان اعظم!!

   نوشته شده توسط: سهیلا فخارزاده ( آفتاب شرقی )    نوع مطلب :بافتنی ،



مامان اعظم نازنین تصمیم گرفته تمام این مدلای خوشگلو بهتون یاد بده

هر کدومو که دوست دارین فقط کافیه ازش بخواین!!

اینم آدرس وبشه

http://baftanymamanazam.mihanblog.com


ادامه مطلب

برچسب ها: بافتنی ، نمونه کارهای بافتنی ، لباس بافتنی کودک ، بافتنی های مامان اعظم ، آموزش بافتنی ،

پنجشنبه 7 آذر 1392

فرشته ی نجات باش...

   نوشته شده توسط: سهیلا فخارزاده ( آفتاب شرقی )    نوع مطلب :مناسبتها ،




گاهی خسته می شود

خسته از سرنگ های بی رحم همیشگی

خسته از انتظار بر روی تخت
 
خسته از تهوع های بی وقت

خسته از نگاه دیگران

خسته از جمله تکراری "خدا شفا بده "

خسته از اینکه صدای بازی بچه ها همیشه آنسوی پنجره است...!

گاهی با خود می گوید : کِی تمام می شود

بدون آنکه معنیِ " تمام" برایش معلوم باشد

پروردگارا...!

هنوز به تو امیدوار است

و هنوز از این امید خسته نشده

شفابخشش باش

او معصوم ترین است...!


ادامه مطلب

برچسب ها: سرطان ، سازمان انتقال خون ، کودک ، بیمار ، شفا ،

چهارشنبه 6 آذر 1392

نگاهی به کودک درون...

   نوشته شده توسط: سهیلا فخارزاده ( آفتاب شرقی )    نوع مطلب :کودک درون ،جملات زیبا و عارفانه ،


کودک‌درون موجودی بسیار جسمانی‌ست

شاید وقتی ورزش می‌کنید

یا می‌رقصید

یا فقط به پیاده‌روی در کنار ساحل شنی دریا سرگرمید

و به بال‌زدن‌های مرغ‌های دریایی گوش سپرده‌اید

کودک‌درون تان نمایان شود

شاید کودک‌درون تان در یک روز داغ تابستانی به شما بگوید

 که یک لیوان شربت خنک می‌خواهد

یا در سینما ذرت بو داده

یا در یک غروب زمستان کاسه‌ای سوپ داغ

یا ...

گاه کودک‌درون می‌خواهد در یک بعدازظهر، زیر پتویی نرم چرتی بزند

گاه می‌خواهد به کوهستان یا ییلاق برود

شاید هم بخواهد لباسی زیبا با رنگ‌های تند وحشی بپوشد

یا گردن‌بندی با طرح پروانه یا ستاره به خود آویزان کند

گاه شاید بخواهد با شلوار جین کهنه‌اش در باغچه پرسه بزند

یا بلوزی رنگ و رو رفته اما پرخاطره را بپوشد

یا کلاه پدربزرگ را به سر کند

بعضی از کودک‌های درون نمی‌توانند بدون توپ‌بازی زندگی کنند

بعضی‌ها ضیافت عصرانه را ترجیح می‌دهند

لحظه‌ای فکر کنید و ببینید کودک‌درون شما

 از چه راه‌هایی خود را در زندگی‌تان نمایان می‌کند؟

                                       


برچسب ها: کودک درون ، روانشناسی ، دریا ، ورزش ، سینما ، پدربزرگ ،



کودک درون، کودک خردسالی است درون شما،

 که مایل است مراقبت شود، تغذیه شود و دوست داشته شود.

 این کودک خردسال که از دوران کودکی با شما بوده،
 
هنوز هم به عنوان یک کودک  درون شما باقی مانده است.

 کودک کوچولو و شیطون درون شما رام و کنترل شده است.

 او مجموعه‌ای از هیجانات و احساساتی است که شما درونتان دارید

و آنها را کنترل می‌کنید.

 همه این هیجانات و احساسات خوشایند و ناخوشایند،
 
کودک درون شما را تشکیل می‌دهند.

کودک خلاق، احساساتی، هنری و خیالپرور درونتان

که در طول زمان توسط شما و محیط شکل گرفته، و کنترل شده است،

همچنان به حالت اولیه خود که کودکی سرشار از

انرژی، هیجان و شیطنت است وجود دارد و نیازمند آزاد شدن است.

وقتی کودک درونتان مورد بی‌توجهی غفلت و بدرفتاری قرار می‌گیرد،

وقتی از ارضای خواسته‌هایش جلوگیری می‌شود،

وقتی صدمه می‌بیند،

وقتی خود را زیر نقاب می‌پوشاند و از دید دیگران مخفی می‌سازد،

وقتی وجود او را انکار می‌کنید و نادیده می‌گیرید

(احساسات خود را انکار می‌کنید و نادیده می‌گیرید)،

این کودک خردسال جایی در زیر سطح روان شما پنهان می‌شود

و با این کار احساس اضطراب، ترس و افسردگی را در شما ایجاد می‌کند.

گرچه ممکن است او را فراموش کرده باشید و نسبت به وی بی‌توجه باشید

ولی او درون شماست و بی‌توجهی شما را با لجبازی پاسخ می‌دهد.

اگر به او توجه کنید و با او مهربان باشید، می‌داند چگونه شما را سرگرم کند،

از زندگی لذت ببرید و  بازی کنید.

اگر او را دنبال کنید، می‌تواند به شما کمک کند

تا از خستگی روانی در زندگی پیشگیری و استرس را در زندگی‌تان کنترل کنید.

اگر توجه و مراقبت لازم از او به عمل آید،

می‌تواند دوست واقعیتان باشد و مانند یک بزرگسال در کنارتان قرار گیرد.


برچسب ها: کودک درون ، مثبت اندیشی ، شادی ،

یکشنبه 3 آذر 1392

بادمجون مهربون!

   نوشته شده توسط: سهیلا فخارزاده ( آفتاب شرقی )    نوع مطلب :نکات خانه داری ،آشپزی آسان ،



بله که می شه بادمجون مهربون باشه!

وقتی اینهمه مفیده ،

و با یه پخت صحیح می شه از ضرر مصرف زیاد روغنش در امان بود،

خوب مهربونه دیگه!!


تو ی این روش استفاده از سفیده ی تخم مرغ باعث می شه

جذب روغن به حداقل برسه
.

تشکر ویژه از خواهر نازنینم (همزاد) که این روشو یادم داد.


ادامه مطلب

برچسب ها: نکات خانه داری ، سرخ کردن بادمجان ، روغن کم ، سلامتی ، جدا کردن سفیده و زرده تخم مرغ ، گرفتن تلخی بادمجان ،

جمعه 1 آذر 1392

بال هایت را کـجا جـا گـذاشـتی ؟

   نوشته شده توسط: سهیلا فخارزاده ( آفتاب شرقی )    نوع مطلب :داستان کوتاه ،




 پرنده بر شانه های انسان نشست .

انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :

 اما من درخت نیستم ، تو نمی توانی روی شانه های من آشیانه بسازی .

پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم .

اما گاهی پرنده ها وآدم ها را اشتباه می گیرم .

انسان خندید وبه نظرش این خنده دار ترین اشتباه ممکن بود .

پرنده گفت :  راستی چرا پرواز را کنار گذاشتی ؟

انسان منظور پرنده را نفهمید اما باز هم خندید .

پرنده گفت :  نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است .

انسان دیگر نخندید .

انگار ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد .

چیزی که نمی دانست چیست .

شاید یک آبی دور یک اوج دوست داشتنی .

پرنده گفت :  غیر از تو پرنده های دیگر را می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است .

درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است

اما اگر تمرین نکند فراموش می شود .

پرنده این را گفت و پر زد .

انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشمش به یک آبی بزرگ افتاد

و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود

و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد .

آن وقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت ،

و گفت :  یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟

آسمان و زمین هر دو برای تو بود ، اما توآسمان را ندیدی .

راستی عزیزم ! بال هایت را کجا جا گذاشتی ؟

انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد .

آن وقت رو به خدا کرد و گریست...


"عرفان نظر آهاری"


برچسب ها: داستان ، پرنده ، پرواز ، خدا ، آسمان ، زمین ، عرفان نظر آهاری ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو