چهارشنبه 21 اسفند 1392

آن روی عشق...

   نوشته شده توسط: سهیلا فخارزاده ( آفتاب شرقی )    نوع مطلب :مناسبتها ،



قصه‌ی عشق آخری دارد

عاشقی روی دیگری دارد

گاه آن روی عشق پنهان است

گاه راه از میان توفان است


گاه فرمان دهد زمین بخوری

سیلی از دست بدترین بخوری

سر هجده بهار پیر شوی

بین دیوار و در اسیر شوی

یا که در شعله‌‌‌ی پریشانی

مثل پروانه پر بسوزانی

عشق گاهی سر جنون دارد

 داستانی به رنگ خون دارد

ریشه‌ی عشق اگر چه افلاکی است

گاه دربند چادری خاکی است

عشق بازوی با ورم دارد

عشق بانوی بی حرم دارد

گاه چشم تر از تو می‌خواهد

زخمِ میخ در از تو می‌خواهد

گاه شیرین ترین محدّثه‌ای

گاه زخمیِ سخت حادثه‌ای

گرچه پاک است قلب مرضیه‌ات

سوزد از دود بازهم ریه‌ات

هم قرار است کوثرش باشی

هم فداییِ حیدرش باشی

عشق گرچه هزار غم دارد

ماه پهلو گرفته کم دارد

دوست دارد که بی‌قرار شوی

روی دل رحم ذوالفقار شوی

پیش محبوب دست و پا بزنی

جای او فضه را صدا بزنی

قدر باشی و قدر نشناسان

بگذرند از کنار تو آسان

باید اینجا جوان بمیری گاه

روی از محرمت بگیری گاه

می‌کشاند به کوچه راهت را 

می‌کشد در خسوف ماهت را

گاه دستی کبود می‌خواهد

یاس با بوی دود می‌خواهد

بازی عشق سرشکستن داشت

پای جانان به جان نشستن داشت

گاه فرمان دهد که پرپر شو

جان حیدر! فدای حیدر شو...


(قاسم صرافان)

برچسب ها: فاطمیه ، عید ، نوروز ،

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic